خواب ديدم ، در خواب با خدا گفتگويي داشتم
خدا فرمود :
پس مي خواهي با من گفتگو كني ؟
گفتم بلي. اگر وقت داشته باشيد .
خدا لبخند زد. فرمود :
وقت من ابدي است .
چه سوالاتي در ذهن داري كه مي خواهي از من بپرسي ؟
گفتم :اينكه چه چيز بيش از همه شما را در مورد انسان متعجب مي كند ؟
خدا پاسخ داد ....
اينكه آنها از بودن در دوران كودكي ملول مي شوند .
عجله دارند كه زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران كودكي را مي خورند .
اينكه سلامتي خود را صرف بدست آوردن پول مي كنند و بعد پول خود را خرج حفظ سلامتي خويش !
اينكه با نگراني نسبت به آينده زمان حال فراموش آنان مي شود .
انچنان كه ديگر نه در آينده زندگي مي كنند و نه در حال!
اينكه چنان زندگي مي كنند كه گويي هرگز نخواهند مرد !
و چنان مي ميرند كه كه گويي هرگز زنده نبوده اند !
خداوند دست هاي مرا در دست گرفت و مدتي هر دو ساكت مانديم .
به عنوان خالق انسانها مي خواهيد آنها چه درس هايي از زندگي بياموزند ؟
خدا با لبخند پاسخ داد :
اينكه ياد بگيرند كه نمي توان ديگران را مجبور به دوست داشتن خود كرد
اما مي توان محبوب ديگران شد !
ياد بگيرند كه خوب نيست خود را با ديگران مقايسه كنند .
ياد بگيرند كه ثروتمند كسي نيست كه دارايي بيشتري دارد .
بلكه كسي است كه نياز كمتري دارد .
ياد بگيرند كه ظرف چند ثانيه مي توانيم زخمي عميق در دل كساني كه آنها رادوست داريم ايجاد كنيم
اما سالها وقت لازم خواهد بود تا ان زخم التيام يابد
با بخشيدن بخشش بياموزند
ياد بگيرند كساني هستند كه آنها را عميقا دوست دارند اما بلد نيستند احساس خويش را نشان دهند
ياد بگيرند كه مي شود دو نفر به يك موضوع واحد نگاه كنند و آنرا متفاوت ببينند .
ياد بگيرند كه هميشه كافي نيست ديگران آنها را ببخشند بلكه خودآنها هم بايد خود را ببخشند
و ياد بگيرند كه من اينجا هستم .هميشه، همه جا، تلاشی بي پايان
اثري از ريتا استريكلند
لیسانس مهندسی عمران - مدیران حیات دهندگان سازمان هستند، موضوع مدیریت معنایی شگرف درحوزه علوم را داراست و به همین دلیل برماست که درجهت مترقی نمودن آن بکوشیم. امروزه از هر کسی دلیل مشکلات موجود را می پرسیم قبل از هر چیز به ضعف مدیریت اشاره میکند، البته حق با اوست. باید سعی تمام کسانیکه قلبشان برای ایرانی سربلند، می تپد، این باشد که در جهت اعتلای افتخارات ایران باستان بکوشند، ایرانی که مسلما دارای سیستم مدیریتی منحصر به فرد برای خود بوده و می باشد. چرا به دنبال پیاده کردن الگوی مدیریتی کشوری دیگر باشیم؟ مدیریت آمریکایی با آن فرهنگ مطابق است و مدیریت ژاپنی نیز با فرهنگ ملت آنجا، و مدیریت ایرانی نیز بالطبع از الگوهای فرهنگی این مرزوبوم نشات می گیرد. باید دانست که در هر کشور تنها الگوی مدیریتی منطبق با فرهنگ آن کشور پاسخگوی مسایل مدیریتی آنست و کشورها تنها میتوانند از بعضی تجربیات یکدیگر استفاده کنند. اصول کلی که تمام دانشمندان علم مدیریت بر روی آنها اتفاق نظر دارند عبارتست از: برنامه ریزی، اجرا و کنترل. البته بعضیها موارد دیگری راهم ذکر کرده اند مانند سازماندهی، رهبری و... ، بهرحال این سه مورد اصول اولیه شمرده میشوند که در بررسی مشکلات مدیریتی کشور حتما باید به آنها پرداخته شود. در خصوص برنامه ریزی و اجرا در کشورمان مشکل زیادی نداریم، آنچه اغلب سازمانهای ما دچار آن هستند، نقصان قوه کنترلی است، به اعتقاد محققین علم مدیریت اگر یک اصل را بخواهیم برای مدیریت تعریف کنیم باید کنترل را ذکر کنیم که متاسفانه این مهمترین اصل مدیریتی در سازمانهای ایرانی بسیار کمرنگ مینماید. براستی چاره چیست؟ نظام دیوانسالاری حاکم بر اغلب سازمانهای ما زمینه ساز هر فعالیت غیر قانونی شده است فقط به این دلیل که مهمترین کنترل کننده که عبارت از کنترل کننده درونی افراد است بایک بیماری صعب العلاج دست وپنجه نرم میکند. حرکت فرهنگی عمیقی باید آغاز گردد تا این مهمترین اصل مدیریت تحقق یابد. یک مدیر هر چند در تعیین استراتژیهایی برای سازمان بکوشد و هر چه در جهت تحقق آنها تلاش کند ولی نتواند بر چگونگی اجرا کنترلی داشته باشد سازمان خود را در ناکجا آباد باید سراغ بگیرد. براستی ضعف اغلب مدیران ما در چیست؟بسیاری از آنها از آخرین شیوه های پیشرفته علم اداره سازمان مطلعند و تجربیات زیادی نیز دارند ولی...