-
«آلمانی ها به داشتن صفات خوب اخلاقی مانند پاکدامنی و هنر خانه داری مشهورند؛ صفاتی که برای درخشیدن مناسب نیستند.»
-
«اگر از انسان امید و خواب گرفته شود، بدبخت ترین موجود روی زمین می شود.»
-
«اگر عدالت محو شود دیگر زندگی مردم بر روی زمین به زحمتش نمی ارزد.»
-
«اندیشیدن برای یک دانشمند، غذای روزانه است. بدون آن، هنگام تنهائی و ساعات بیداری، قادر به ادامه حیات نمی باشد.»
- «انسان، تنها حیوانی است که باید کار کند.»
-
«بزرگ ترین کمال برای مرد عبارت است از این که وظیفه را برای خاطر وظیفه به جا بیاورد.»
-
«بسیاری از انسانها خوشبخت نیستند زیرا قادر به چشم پوشی و گذشت نمی باشند. آن مرد مجرد می توانست ازدواجی سعادتمند داشته باشد اگر نقصان یک دندان یا خال گوشتی چهره دختر مورد علاقه را نادیده می گرفت.»
-
«حس وجدان، آن قوه قضاوت اخلاقی است که خود، خویشتن را محاکمه می کند.»
-
«در جهان دو چیز است که از همه زیباتر است: آسمانی پرستاره و وجدانی آسوده.»
-
«در میان اقوام متمدن، آلمانی ها به حکومتی که بر آنها حاکم است نزدیک تر بوده و به راحتی در آن ادغام می شوند و غالبأ از مقاومت در مقابل نظم حاکم و دگرگون سازی آن فاصله می گیرند. آن ها دارای طبعی ملایم و خونسردی توأم با درایت می باشند.»
-
«دین تنها یکی است، اما اعتقادات ممکن است انواع زیاد داشته باشد.»
-
«دین عبارت است از شناختن تکالیف بشری در شکل اوامر خدائی.»
-
«زن، آزادی خود را به وسیله ازدواج کسب می کند؛ مرد با همان وسیله آزادی خود را از دست می دهد.»
-
«زن می خواهد مسلط باشد، مرد مایل است زیر سلطه قرار بگیرد (مخصوصأ پیش از ازدواج).»
-
«سپاسگذاری وظیفه است.»
-
«سعادت هدیهای الهی است و شوربختی ثمره ی وسوسه ی شیطان. اگر سعادت را طالبی دنبال شیطان نرو.»
-
«شاعری والاترین هنرها است.»
-
«شعر ظواهر اشیاء را با خواسته های روح منطبق می سازد و مایه گشایش خاطر و صفای ذهن می گردد.»
-
«طبیعت هنگامی زیبا است که در ما همان تأثیر هنر را نداشته باشد، به این طریق، زیبائی چه در طبیعت و چه در هنر ممکن است به وسیله همآهنگی و شورانگیزی و مخصوصأ اتحاد درونی آن دو باهم، توصیف گردد.»
-
«فکر کردن، گفتگو با خویشتن است.»
-
«من با زبانی خوش آیند (نه خالی از حقیقت) اعلام می کنم : زن باید سلطنت و مرد حکومت کند؛ زیرا عشق و علاقه، سلطه گر و درایت، حاکم است.»
-
«موسیقی لذت بخش ترین هنرها است ولی چیزی به ما نمی آموزد، اما آن چه که به فکر و روح آدمی غذا می دهد و آموزنده است، شعر و شاعری است.»
-
«هر انسانی محق احترام از جانب دیگران بوده و موظف به محترم شمردن حقوق دیگران نیز می باشد.»
چهارشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۸۵ | 7:48
لیسانس مهندسی عمران - مدیران حیات دهندگان سازمان هستند، موضوع مدیریت معنایی شگرف درحوزه علوم را داراست و به همین دلیل برماست که درجهت مترقی نمودن آن بکوشیم. امروزه از هر کسی دلیل مشکلات موجود را می پرسیم قبل از هر چیز به ضعف مدیریت اشاره میکند، البته حق با اوست. باید سعی تمام کسانیکه قلبشان برای ایرانی سربلند، می تپد، این باشد که در جهت اعتلای افتخارات ایران باستان بکوشند، ایرانی که مسلما دارای سیستم مدیریتی منحصر به فرد برای خود بوده و می باشد. چرا به دنبال پیاده کردن الگوی مدیریتی کشوری دیگر باشیم؟ مدیریت آمریکایی با آن فرهنگ مطابق است و مدیریت ژاپنی نیز با فرهنگ ملت آنجا، و مدیریت ایرانی نیز بالطبع از الگوهای فرهنگی این مرزوبوم نشات می گیرد. باید دانست که در هر کشور تنها الگوی مدیریتی منطبق با فرهنگ آن کشور پاسخگوی مسایل مدیریتی آنست و کشورها تنها میتوانند از بعضی تجربیات یکدیگر استفاده کنند. اصول کلی که تمام دانشمندان علم مدیریت بر روی آنها اتفاق نظر دارند عبارتست از: برنامه ریزی، اجرا و کنترل. البته بعضیها موارد دیگری راهم ذکر کرده اند مانند سازماندهی، رهبری و... ، بهرحال این سه مورد اصول اولیه شمرده میشوند که در بررسی مشکلات مدیریتی کشور حتما باید به آنها پرداخته شود. در خصوص برنامه ریزی و اجرا در کشورمان مشکل زیادی نداریم، آنچه اغلب سازمانهای ما دچار آن هستند، نقصان قوه کنترلی است، به اعتقاد محققین علم مدیریت اگر یک اصل را بخواهیم برای مدیریت تعریف کنیم باید کنترل را ذکر کنیم که متاسفانه این مهمترین اصل مدیریتی در سازمانهای ایرانی بسیار کمرنگ مینماید. براستی چاره چیست؟ نظام دیوانسالاری حاکم بر اغلب سازمانهای ما زمینه ساز هر فعالیت غیر قانونی شده است فقط به این دلیل که مهمترین کنترل کننده که عبارت از کنترل کننده درونی افراد است بایک بیماری صعب العلاج دست وپنجه نرم میکند. حرکت فرهنگی عمیقی باید آغاز گردد تا این مهمترین اصل مدیریت تحقق یابد. یک مدیر هر چند در تعیین استراتژیهایی برای سازمان بکوشد و هر چه در جهت تحقق آنها تلاش کند ولی نتواند بر چگونگی اجرا کنترلی داشته باشد سازمان خود را در ناکجا آباد باید سراغ بگیرد. براستی ضعف اغلب مدیران ما در چیست؟بسیاری از آنها از آخرین شیوه های پیشرفته علم اداره سازمان مطلعند و تجربیات زیادی نیز دارند ولی...