وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن
به او باعث شادی و آرامشتان می شود
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
در
کنار
او
که
هستید،
احساس
امنیت
می
کنید.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
حتی
با
شنیدن
صدایش،
ضربان
قلب
خود
را
در
سینه
حس
می
کنید.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
زمانی
که
در
کنارش
راه
می
روید
احساس
غرور
می
کنید.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
تحمل
دوری
اش
برایتان
سخت
و
دشوار
است.
وقتی کسی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین
منظره
دنیا
و
ناراحتی
اش
برایتان
سنگین
ترین
غم
دنیاست.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
حتی
تصور
بدون
او
زیستن
برایتان
دشوار
است.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
شیرین
ترین
لحظات
عمرتان
لحظاتی
است
که
با
او
گذرانده
اید.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
حاضرید
برای
خوشحالی
اش
دست
به
هر
کاری
بزنید.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
هر
چیزی
را
که
متعلق
به
اوست،
دوست
دارید.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
در
مواقعی
که
به
بن
بست
می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید.
وقتی کسی را دوست دارید، برای دیدن
مجددش
لحظه
شماری
می
کنید.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
حاضرید
از
خواسته
های
خود
برای
شادی
او
بگذرید.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
به
علایق
او
بیشتر
از
علایق
خود
اهمیت
می
دهید.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
حاضرید
به
هر
جایی
بروید
فقط
او
در
کنارتان
باشد.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
ناخود
آگاه
برایش
احترام
خاصی
قائل
هستید.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
تحمل
سختی
ها
برایتان
آسان
و
دلخوشی
های
زندگیتان
فراوان
می
شوند.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
او
برای
شما
زیباترین
و
بهترین
خواهد
بود
اگرچه
در
واقع
چنین
نباشد.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
به
همه
چیز
امیدوارانه
می
نگرید
و
رسیدن
به
آرزوهایتان
را
آسان
می
شمارید.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
با
موفقیت
و
محبوبیت
او
شاد
و
احساس
سربلندی
می
کنید.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
واژه
تنهایی
برایتان
بی
معناست.
وقتی
کسی
را
دوست
دارید،
آرزوهایتان
آرزوهای
اوست.
وقتی کسی را دوست دارید، در دل زمستان
هم
احساس
بهاری
بودن
دارید.
به
راستی
دوست
داشتن
چه
زیباست،
این
طور
نیست
؟
لیسانس مهندسی عمران - مدیران حیات دهندگان سازمان هستند، موضوع مدیریت معنایی شگرف درحوزه علوم را داراست و به همین دلیل برماست که درجهت مترقی نمودن آن بکوشیم. امروزه از هر کسی دلیل مشکلات موجود را می پرسیم قبل از هر چیز به ضعف مدیریت اشاره میکند، البته حق با اوست. باید سعی تمام کسانیکه قلبشان برای ایرانی سربلند، می تپد، این باشد که در جهت اعتلای افتخارات ایران باستان بکوشند، ایرانی که مسلما دارای سیستم مدیریتی منحصر به فرد برای خود بوده و می باشد. چرا به دنبال پیاده کردن الگوی مدیریتی کشوری دیگر باشیم؟ مدیریت آمریکایی با آن فرهنگ مطابق است و مدیریت ژاپنی نیز با فرهنگ ملت آنجا، و مدیریت ایرانی نیز بالطبع از الگوهای فرهنگی این مرزوبوم نشات می گیرد. باید دانست که در هر کشور تنها الگوی مدیریتی منطبق با فرهنگ آن کشور پاسخگوی مسایل مدیریتی آنست و کشورها تنها میتوانند از بعضی تجربیات یکدیگر استفاده کنند. اصول کلی که تمام دانشمندان علم مدیریت بر روی آنها اتفاق نظر دارند عبارتست از: برنامه ریزی، اجرا و کنترل. البته بعضیها موارد دیگری راهم ذکر کرده اند مانند سازماندهی، رهبری و... ، بهرحال این سه مورد اصول اولیه شمرده میشوند که در بررسی مشکلات مدیریتی کشور حتما باید به آنها پرداخته شود. در خصوص برنامه ریزی و اجرا در کشورمان مشکل زیادی نداریم، آنچه اغلب سازمانهای ما دچار آن هستند، نقصان قوه کنترلی است، به اعتقاد محققین علم مدیریت اگر یک اصل را بخواهیم برای مدیریت تعریف کنیم باید کنترل را ذکر کنیم که متاسفانه این مهمترین اصل مدیریتی در سازمانهای ایرانی بسیار کمرنگ مینماید. براستی چاره چیست؟ نظام دیوانسالاری حاکم بر اغلب سازمانهای ما زمینه ساز هر فعالیت غیر قانونی شده است فقط به این دلیل که مهمترین کنترل کننده که عبارت از کنترل کننده درونی افراد است بایک بیماری صعب العلاج دست وپنجه نرم میکند. حرکت فرهنگی عمیقی باید آغاز گردد تا این مهمترین اصل مدیریت تحقق یابد. یک مدیر هر چند در تعیین استراتژیهایی برای سازمان بکوشد و هر چه در جهت تحقق آنها تلاش کند ولی نتواند بر چگونگی اجرا کنترلی داشته باشد سازمان خود را در ناکجا آباد باید سراغ بگیرد. براستی ضعف اغلب مدیران ما در چیست؟بسیاری از آنها از آخرین شیوه های پیشرفته علم اداره سازمان مطلعند و تجربیات زیادی نیز دارند ولی...