پيتر دراکر پدر علم نوين مديريت نيز در سن ۹۵ سالگی فوت کرد .فکر کنم تنها روزنامه ای که به اين موضوع اشاره کرد روزنامه آسيا بود:
دراكر (PETER FERDINAND DRUCKER) در سال 1909 در وين پايتخت اتريش به دنيا آمد و در خانواده اي تحصيلكرده و با نفوذ بزرگ شد. تحصيلات ابتدايي و دبيرستاني را در اتريش و انگليس گذراند و سپس به آلمـــان رفت و ضمن اشتغال به كار به عنوان گزارشگر روزنامه، دكتراي رشته حقوق عمومي و بين المللي از دانشگاه فرانكفورت اخذ كرد. سال 1937 به آمريكا مهاجرت كرد و در سال 1942 به مقام استادي فلسفه و سياست دركالج بنينگتون رسيد. 20 سال به تدريس مديريت در دانشكده علوم بازرگاني دانشگاه نيويورك پرداخت و از سال 1971 به عنوان استاد علوم اجتماعي در دانشكده كلارمونت كاليفرنيا مشغول به كار شد. دراكر به عنوان نويسنده اي برجسته با نثر روان و توانايي تسخير انديشه مخاطبان شناخته مي شود و دراين زمينه كارنامه اي پربار دارد.
اميد است که مديريت نوين هر روز زنده تر از روز قبل به حيات خودش ادامه دهد.
دراكر (PETER FERDINAND DRUCKER) در سال 1909 در وين پايتخت اتريش به دنيا آمد و در خانواده اي تحصيلكرده و با نفوذ بزرگ شد. تحصيلات ابتدايي و دبيرستاني را در اتريش و انگليس گذراند و سپس به آلمـــان رفت و ضمن اشتغال به كار به عنوان گزارشگر روزنامه، دكتراي رشته حقوق عمومي و بين المللي از دانشگاه فرانكفورت اخذ كرد. سال 1937 به آمريكا مهاجرت كرد و در سال 1942 به مقام استادي فلسفه و سياست دركالج بنينگتون رسيد. 20 سال به تدريس مديريت در دانشكده علوم بازرگاني دانشگاه نيويورك پرداخت و از سال 1971 به عنوان استاد علوم اجتماعي در دانشكده كلارمونت كاليفرنيا مشغول به كار شد. دراكر به عنوان نويسنده اي برجسته با نثر روان و توانايي تسخير انديشه مخاطبان شناخته مي شود و دراين زمينه كارنامه اي پربار دارد.
اميد است که مديريت نوين هر روز زنده تر از روز قبل به حيات خودش ادامه دهد.
پنجشنبه دهم آذر ۱۳۸۴ | 8:35
لیسانس مهندسی عمران - مدیران حیات دهندگان سازمان هستند، موضوع مدیریت معنایی شگرف درحوزه علوم را داراست و به همین دلیل برماست که درجهت مترقی نمودن آن بکوشیم. امروزه از هر کسی دلیل مشکلات موجود را می پرسیم قبل از هر چیز به ضعف مدیریت اشاره میکند، البته حق با اوست. باید سعی تمام کسانیکه قلبشان برای ایرانی سربلند، می تپد، این باشد که در جهت اعتلای افتخارات ایران باستان بکوشند، ایرانی که مسلما دارای سیستم مدیریتی منحصر به فرد برای خود بوده و می باشد. چرا به دنبال پیاده کردن الگوی مدیریتی کشوری دیگر باشیم؟ مدیریت آمریکایی با آن فرهنگ مطابق است و مدیریت ژاپنی نیز با فرهنگ ملت آنجا، و مدیریت ایرانی نیز بالطبع از الگوهای فرهنگی این مرزوبوم نشات می گیرد. باید دانست که در هر کشور تنها الگوی مدیریتی منطبق با فرهنگ آن کشور پاسخگوی مسایل مدیریتی آنست و کشورها تنها میتوانند از بعضی تجربیات یکدیگر استفاده کنند. اصول کلی که تمام دانشمندان علم مدیریت بر روی آنها اتفاق نظر دارند عبارتست از: برنامه ریزی، اجرا و کنترل. البته بعضیها موارد دیگری راهم ذکر کرده اند مانند سازماندهی، رهبری و... ، بهرحال این سه مورد اصول اولیه شمرده میشوند که در بررسی مشکلات مدیریتی کشور حتما باید به آنها پرداخته شود. در خصوص برنامه ریزی و اجرا در کشورمان مشکل زیادی نداریم، آنچه اغلب سازمانهای ما دچار آن هستند، نقصان قوه کنترلی است، به اعتقاد محققین علم مدیریت اگر یک اصل را بخواهیم برای مدیریت تعریف کنیم باید کنترل را ذکر کنیم که متاسفانه این مهمترین اصل مدیریتی در سازمانهای ایرانی بسیار کمرنگ مینماید. براستی چاره چیست؟ نظام دیوانسالاری حاکم بر اغلب سازمانهای ما زمینه ساز هر فعالیت غیر قانونی شده است فقط به این دلیل که مهمترین کنترل کننده که عبارت از کنترل کننده درونی افراد است بایک بیماری صعب العلاج دست وپنجه نرم میکند. حرکت فرهنگی عمیقی باید آغاز گردد تا این مهمترین اصل مدیریت تحقق یابد. یک مدیر هر چند در تعیین استراتژیهایی برای سازمان بکوشد و هر چه در جهت تحقق آنها تلاش کند ولی نتواند بر چگونگی اجرا کنترلی داشته باشد سازمان خود را در ناکجا آباد باید سراغ بگیرد. براستی ضعف اغلب مدیران ما در چیست؟بسیاری از آنها از آخرین شیوه های پیشرفته علم اداره سازمان مطلعند و تجربیات زیادی نیز دارند ولی...